مي خوام با يه رباعي به روز كنم و اميدوارم منو از نظرات راهگشاتون
بي نصيب نذاريد.
يك لحظه نخواستم تهمتن باشم
يا عاشق چشمهاي يك زن باشم
مي خواستم از خدا رباعي باشي
با كسب اجازه شاعرت من باشم
در پناه حق
DFDFDF
شنبه 20 خرداد1385
|
به هر صورت عبدالحسین انصاری ام که کودکی ام را در روستای اکبری از توابع شهرستان رستم در کوهپایه های زاگرس گذرانده ام و بارها با پوتین وصله دار لاستیکی ام از نوازش باران به آغوش بلوطی پناه برده ام و شب ها در زیر چراغ چمبلی ها به چیزهای خوب فکر کرده ام به فردا که کلمات مرا به آرزوهایم می رسانند . آه! که خدا چه آرامشی در لابلای این کلمات پنهان کرده است
NOKHOD@YAHOO.COM